عدم اطمینان و بازده سهام بخش انرژی در ایران: تجزیه و تحلیل متغیر زمان کارلو بیزی و شبه مونته

ساخت وبلاگ

این مطالعه بررسی می کند که آیا نوسانات نفت خام ضمنی و نوسانات قیمت تاریخی اوپک می تواند بر بازگشت و نوسانات شاخص های سهام بخش انرژی در ایران تأثیر بگذارد. این تجزیه و تحلیل به طور خاص بخش های پالایش ، حفاری و سهام پتروشیمی بورس اوراق بهادار تهران را در نظر می گیرد. برآورد پارامتر از روشهای بهینه سازی شبه مونت کارلو و بیزی در چارچوب یک مدل ناهمگونی مشروط مشروط خودجوش عمومی استفاده می کند و یک تجزیه و تحلیل شبکه مکمل بیزی نیز انجام می شود. این تجزیه و تحلیل ریسک ژئوپلیتیکی و داده های عدم قطعیت سیاست اقتصادی را به عنوان سایر پروکسی های عدم اطمینان در نظر می گیرد. این مطالعه همچنین با هدف تشخیص رژیم های مختلف قیمت برای هر شاخص سهام به روش جدید با استفاده از همگن/غیر همگن مارکوف سوئیچینگ مدلهای خودکار انجام شده است. اگرچه این روشها با محدود کردن تجزیه و تحلیل به یک دوره خاص رژیم قیمت ، پیشرفت هایی را ارائه می دهند ، اما آنها نتایج متناقضی را به دست می آورند ، و نتیجه گیری کلی در مورد اثر مسری در بازده یا انتقال نوسانات بین بازارها را غیرممکن می کند. با این وجود ، نتایج حاکی از آن است که نوسانات قیمت اوپک (تاریخی) تأثیر قوی تری در بخش های انرژی نسبت به نوسانات ضمنی دارد. مشخص شده است که این نوع شوک های قیمت نفت هیچ تاثیری در الگوی قیمت بخش حفاری ندارد ، در حالی که به نظر می رسد بخش های پالایش و سهام پتروشیمی تقریباً همزمان با شوک های تقاضای آینده و شوک های عرضه نفت ، در الگوهای قیمت خود تغییراتی ایجاد می کنند ،در بازار نفت

معرفی

هرچه بازارهای مالی جهانی یکپارچه تر می شوند ، آگاهی از تعامل متقابل آنها برای شرکت کنندگان در بازار برای انتخاب استراتژی های سرمایه گذاری مناسب مهمتر می شود. علاوه بر این ، تأمین مالی بازارهای کالاها ابزارهای ارزشمندی را برای مدیریت خطرات نمونه کارها فراهم کرده است (ERB و هاروی 2006 ؛ Silveoinen و Thorp 2013). به عنوان یک کالا ، نفت خام تأثیر خوبی در بازارهای سهام در سراسر جهان دارد. مطالعات اولیه در مورد تأثیر قیمت نفت بر بازده کل سهام با یافته های مختلط محدود به کشورهای خاص است. برخی از مطالعات رابطه مثبتی را نشان می دهند (ناریان و ناریان 2010 ؛ ژو و همکاران 2011 ؛ ژو و همکاران 2014 ؛ سیلواپول و همکاران 2017) ، برخی دیگر رابطه منفی می یابند (Gjerde and Saettem 1999 ؛ Sadorsky 1999 ؛ Papapetrou 2001 ؛ Basher and Basher andSadorsky 2006 ؛ Driesprong et al. 2008 ؛ Park and Ratti 2008 ؛ Chen 2009 ؛ Filis 2010 ؛ Basher et al. 2012) ، و هنوز هم دیگران هیچ رابطه ای پیدا نمی کنند (هوانگ و همکاران 1996 ؛ کنگ و همکاران 2008 ؛ Apergis and Miller 2009؛ میلر و Ratti 2009 ؛ Reforedo و Rivero-Castro 2014 ؛ Hatemi et al. 2017). این نتایج متناقض ممکن است به دلیل وجود چندین مشکل اساسی در مطالعات ، مانند عدم توجه به میزان وابستگی نفت در بورس سهام ، به صراحت در نظر گرفتن ناهمگونی در زمینه ای که شاخص کل در معرض افزایش یا ضرر ناشی از تغییر در نفت است ، ایجاد شود. قیمت ، ماهیت شوک قیمت نفت در نظر گرفته شده و عنصر متغیر زمان استفاده شده (Smyth and Narayan 2018).

در حالی که مطالعات قبلی فرآیندهای تنظیم خطی و متقارن را برای متغیرهای اساسی فرض می کنند (زو و همکاران 2011) ، نمای فعلی با فرض تأثیر نامتقارن قیمت نفت در بازده سهام ، به نفع آن است (Basher and Sadorsky 2006 ؛ Kilian 2008 ؛ Kilian and Park 2009 ؛ Arouriii2011 ؛ Aggarwal et al. 2012 ؛ Asteriou and Bashmakova 2013 ؛ Narayan and Gupta 2015 ؛ Phan et al. 2015 ؛ Kang et al. 2016 ؛ Li et al. 2017). این دیدگاه بیشتر توسط ویژگی های غیرخطی رابطه بازگشت قیمت روغن نفت پشتیبانی می شود. با این حال ، برخی از مطالعات تجربی از این دیدگاه پشتیبانی نمی کنند ، زیرا یا هیچ اثرات نامتقارن ندارند (Bachmeier 2008 ؛ Cong et al. 2008 ؛ Nandha and Faff 2008 ؛ Mollick and Assefa 2013 ؛ Reboredo and Rivero-Castro 2014 ؛ Asalman and Herrera 2015 ؛Reforedo و Ugolini 2016) یا فقط در دوره پس از بحران مالی جهانی ، شواهدی برای چنین تأثیراتی در کشورهای گزارشگر نفت پیدا می کنند (راموس و ویگا 2013). عدم پاسخگویی به اثرات ناهمگن مخلوط شوکهای قیمت مثبت و منفی نفت بر بازده سهام فردی و صرف نظر از بازده سهام کل ممکن است منجر به این یافته های متناقض شود (Tsai 2015).

علاوه بر این ، کار منی Kilian (2008) نشان می دهد که ماهیت شوک ساختاری قیمت نفت ، خواه یک شوک تأمین نفت ، شوک تقاضای کل یا شوک تقاضای خاص نفت ، می تواند یک عامل مهم در تعامل روغن و استوک باشد ، وعدم در نظر گرفتن آن ممکن است منجر به یافته های نادرست شود (Kilian and Park 2009). دوره ای که در طی آن هر نوع سهام با تجزیه می توان با تجزیه داده های قیمت نفتی به دست آورد (Fueki et al. 2016). انجام این تجزیه و تحلیل نشان می دهد که شوک های تأمین نفت عمدتاً از نیمه دوم سال 2013 تا نیمه اول سال 2015 تأثیرگذار بوده است. در حال حاضر ، شوک های تأمین نفت دیگر برای تحولات کلان اقتصادی مهم نیستند و شوک های تقاضای کل به عنوان تأثیرگذارتر دیده می شوند (Kang etAl. 2016). علاوه بر این ، شواهد تجربی نشان می دهد که تأثیر قیمت نفت بر بازده سهام بسته به ماهیت شوک ساختاری در بخش ها بسیار متفاوت است (Broadstock و Filis 2014). تأثیر شوک تأمین نفت مثبت است (Basher et al. 2012 ؛ Abhyankar et al. 2013) یا منفی (Gupta and Modise 2013 ؛ Cunado and De Gracia 2014). با این حال ، برای شوکهای تقاضای خاص نفت ، شواهد تجربی تقریباً به اتفاق آراء نشان می دهد که تأثیر منفی بر بازده سهام در کشورهای گزارشگر نفتی نشان می دهد (فیلیس و همکاران 2011 ؛ بشر و همکاران 2012 ؛ Abhyankar و همکاران 2013 ؛ گوپتا و Modise 2013 ؛Güntner 2014 ؛ Koh 2017) و تأثیر مثبتی برای نروژ ، یک کشور صادرکننده نفت.

یکی دیگر از ویژگی های گیج کننده رابطه نفت و استوک این است که در دوره هایی از نوسانات اقتصادی کم و زیاد رفتارهای مختلفی را نشان می دهد. به عبارت دیگر ، با گذشت زمان متفاوت است. تعداد کمی از مطالعات بر این ویژگی متمرکز شده اند ، در درجه اول با استفاده از مدل های وکتور سوئیچینگ مارکوف (VAR) ، مدل های سوئیچینگ رژیم ، تجزیه موجک یا روش های دامنه فرکانس (Aloui and Jimmazi 2009 ؛ Chen 2009 ؛ Mohanty et al. 2010 ؛ Reboredo 2010 ؛Jammazi and Aloui 2010 ؛ Daskalaki and Skiadopolous 2011 ؛ Filis et al. 2011 ؛ Chang and Yu 2013 ؛ Ciner 2013 ؛ Broadstock and Filis 2014 ؛ Reforedo and Rivero-Castro ، 2014 ؛ Zhang and Li 2014 ؛ Kang et al. 2015 ؛ Martin- Martin-Barragan et al. 2015 ؛ Xu 2015 ؛ Zhang 2017 ؛ Zhu et al. 2017). به طور همزمان ، مطالعات نقش نوسانات قیمت نفت در بازده سهام را با استفاده از هر دو ناهمگونی مشروط به خودی تعمیم یافته (GARCH) و مدل های VAR ساختاری بررسی کرده اند (äijö 2008 ؛ Arouri and Nguyen 2010 ؛ Choi and Hammoudeh 2010 ؛ Elyasiani et al. 2011 ؛چن 2014 ؛ لین و همکاران 2014 ؛ ناریان و شارما 2014 ؛ کانگ و همکاران 2015 ؛ سالیسو و اولوکو 2015 ؛ آتارتانی و همکاران 2016 ؛ میهری و همکاران 2016 ؛ بوری و همکاران 2017a ، 2017b). این یافته ها نشان می دهد که سرریزهای نوسانات در بازارها می توانند قوی باشند و به طور قابل توجهی تحت تأثیر شکستگی های ساختاری قرار دارند و این نشانگر یک پدیده انتقال نوسانات ناهمگن با اهمیت اقتصادی بالقوه برای اهداف محافظت است. بنابراین ، رویکرد توصیه شده شامل استفاده از ضمنی و نه نوسانات تاریخی در تجزیه و تحلیل انجمن بازار متقابل است ، زیرا اولی پیش بینی کننده دقیق تر احساسات سرمایه گذار است.

بسیاری از مطالعات بر تأثیر روابط بازده قیمت نفت در سطح بخش متمرکز شده اند (کنگ و همکاران 2008 ؛ آروی 2011 ؛ الیازیانی و همکاران 2011 ؛ ناریان و شارما 2011 ؛ لی و همکاران 2012 ؛ لی و همکاران. 2012 ؛ Moya-Martinez et al. 2014 ؛ Caporale et al. 2015 ؛ Xu 2015 ؛ Zhu et al. 2016 ؛ Li et al. 2017 ؛ Peng et al. 2017) ، و بسیاری به طور خاص روی بخش نفت و گاز تمرکز می کنند (Sadorsky2001 ؛ Boyer and Filion 2007 ؛ Cong et al. 2008 ؛ Nandha and Faff 2008 ؛ Gupta 2016 ؛ Li et al. 2017). نتیجه گیری مهم این مطالعات این است که افزایش قیمت نفت بر بازده سهام شرکتهای بخش نفت و گاز (Smyth and Narayan 2018) تأثیر می گذارد ، با یک رابطه طولانی غیرخطی که با گذشت زمان تقویت می شود (Managi and Okimoto 2013). با این حال ، بخش عمده ای از این مطالعات بر اقتصادهای توسعه یافته متمرکز شده و به ندرت تجزیه و تحلیل آنها را به بازارهای نوظهور یا انتقال گسترش می دهد.

در سطح کشور ، مطالعاتی برای گزارش نفت انجام شده است (Masih et al. 2011 ؛ Cunado and De Gracia 2014 ؛ Bouri 2015 ؛ Silvapulle et al. 2017) و کشورهای صادرکننده نفت (Bjoland 2009 ؛ Arouri and Rault 2012 ؛ Mohantyyو همکاران 2011 ؛ راموس و ویگا 2013 ؛ گیل-آلانا و یایا 2014 ؛ دمیر و همکاران 2015) ، همانطور که شهودی است. اگرچه یافته های آنها متفاوت است ، اما این مطالعات به طور کلی نشان می دهد که قیمت نفت بر بازده سهام در کشورهای صادرکننده نفت تأثیر می گذارد (Smyth and Narayan 2018). فقط تعداد محدودی از مطالعات قبلی رابطه قیمت نفت و استوک در ایران را بررسی می کند ، و تعداد کمی از آنها روی تأثیر روی شاخص قیمت بورس اوراق بهادار تهران (TSE) (Najafabadi و همکاران 2012) یا نوسانات آن تمرکز می کنند (داوودی و همکاران. 2018).

بر اساس بررسی ادبیات فوق ، این مطالعه سهم دو برابری در ادبیات موجود دارد. این اولین تجزیه و تحلیل از تأثیر قیمت نفت بر بازده سهام در بخش نفت ایران را ارائه می دهد ، و در این تنظیم از کاربرد دست اول از روش شبه مونت کارلو (QMC) و تئوری شبکه بیزی (BN) استفاده می کند. باقیمانده مقاله به شرح زیر است. بخش بعدی توضیحات و تجزیه و تحلیل اولیه داده ها را ارائه می دهد. بخش 3 روش تحقیق مورد استفاده در تحقیقات تجربی را تشریح می کند. بحث در مورد نتایج در بخش 4 ارائه شده است ، و پس از آن اظهارات نتیجه گیری.

شاخص نوسانات نفت ضمنی

شاخص نوسانات نفت ضمنی توسط هیئت مدیره گزینه های شیکاگو گزارش شده است و بر اساس گزینه ای ساخته شده است و به مدل های قیمت گذاری بی توجه است. در این فرایند ، قیمت بازار تماس ها و قرار دادن خارج از پول در محاسبه گنجانیده شده است ، و نوسانات نفت خام ضمنی (OVX) با استفاده از Eq بدست می آید. 1:

Here, T is the time to maturity of the set of options, F is the forward price level derived from the smallest call-put option premium difference, R is the risk-free interest rate, ( varDelta _i=frac-_>) میانگین فاصله دو قیمت اعتصاب در مجاورت قیمت اعتصاب گزینه I ، K 0 اولین قیمت اعتصاب را زیر سطح قیمت جلو F نشان می دهد ، و (K I) گزینه حق بیمه محاسبه شده به عنوان میانی پیشنهاد را نشان می دهد-ask q از هر گزینه با قیمت اعتصاب k i (Maghyereh et al. 2016) گسترش یافته است. این اقدام بازتاب دقیقی از نوسانات بازار آینده ارائه می دهد. با این حال ، سایر متون مفید (Maghyereh و همکاران 2016) در مورد این موضوع ، اطلاعات دقیق تری در مورد محاسبه OVX ارائه می دهند.

آمار مقدماتی

داده های روزانه در مورد قیمت سهام از بایگانی TSE (بایگانی بورس سهام تهران 2018) بدست آمد. این بایگانی حاوی داده هایی در مورد چندین بخش سهام عدالت است که از جمله آنها حفاری نفت (ODR) ، پالایش نفت (سنگ معدن) و دسته های شیمیایی/پتروشیمی (PET) احتمالاً بیشتر از همه به بخش انرژی هستند. بنابراین ، این مطالعه از داده های این بخش ها استفاده می کند. علاوه بر این ، داده های مربوط به ریسک ژئوپلیتیکی (GPR) ، عدم قطعیت سیاست اقتصادی جهانی (EPU) (عدم اطمینان سیاست اقتصادی 2018) و شاخص قیمت TSE (TPI) برای پاسخگویی به سایر پروکسی ها برای عدم اطمینان در تجزیه و تحلیل درج شده است. نوسانات روغن ضمنی از OVX استنباط می شود ، در حالی که نوسانات نفتی تاریخی از داده های قیمت روغن اوپک (OPEC) گرفته می شود ، که هر دو با استفاده از بسته quandl به دست آمده است (مک تاگارت و همکاران 2016).

این نمونه شامل 27 سپتامبر 2009 تا 12 نوامبر 2018 است ، که دوره جالبی است که شاهد چندین رویداد مهم در بازار از جمله ظهور نفت شیل به عنوان یک بازیگر اصلی بازار ، فروپاشی همکاری بین اعضای اوپک ، شروع جهانی است. بازیابی اقتصادی و غیره (Maghyereh و همکاران 2016). اولین تاریخ نمونه اولین تاریخ موجود در بایگانی TSE است. برای ارائه بینش بهتر از داده های بخش مورد استفاده ، شکل 1 این داده ها را ترسیم می کند ، و جدول 1 آمار توصیفی از بازده ورود آنها را ارائه می دهد. توطئه OVX و OPEC در شکل 2 آورده شده است. برای کلیه پارامترهای مدل گزارش شده در اینجا ، تخمین های دقیق از نویسنده در دسترس هستند.

figure 1

داده های بخش سهام برای ORI (A) ، PET (B) و ODR (C)

التداول المالي...
ما را در سایت التداول المالي دنبال می کنید

برچسب : نویسنده : سیروس ابراهیم‌زاده بازدید : <-PostHit-> تاريخ : سه شنبه 8 فروردين 1402 ساعت: 2:49